سرهنگ اسدی

علمی وادبی و هنری

سرهنگ اسدی

علمی وادبی و هنری

دانستنی های جالب

چشم‌های ما از بدو تولد همین اندازه بوده‌اند، اما رشد دماغ و گوش ما هیچ‌وقت متوقف نمی‌شوند .
هر تکه کاغذ را نمی‌توان بیش از 9 بار تا کرد .
در هرم خئوپوس در مصر که 2600 سال قبل از مبلاد ساخته شده است، به اندازه‌ای سنگ به کار رفته که می‌توان با آن دیواری آجری به ارتفاع 50 سانتی‌متر دور دنیا ساخت .
اگرتمام رگ‌های خونی را در یک خط بگذاریم، تقریبا 97000 کیلومتر می‌شود .
وقتی مگس بر روی یک میله فولادی می‌نشیند، میله فولادی به اندازه دو میلیونیم میلیمتر خم می‌شود .
آمریکا تا 50 میلیون سال دیگر دو نیم خواهد شد .
عدد 2520 را می‌توان بر اعداد 1 تا 10 تقسیم نمود، بدون آن‌که خارج قسمت کسری داشته باشد .
30 برابر مردمی که امروزه بر سطح زمین زندگی می‌کنند، در زیر خاک مدفون شده‌اند .
تنها حیوانی که نمی‌تواند شنا کند، شتر است .
شیشه در ظاهر جامد به نظر می‌رسد ولی در واقع مایعی است که بسیار کند حرکت می‌کند .
در هر ثانیه بیش از 5000 بیلیون بیلیون الکترون به صفحه تلویزیون برخورد می‌کند و تصویری را که شما تماشا می‌کنید، بوجود می‌آورد .
شانس شبیه بودن دو اثر انگشت، یک به 64 میلیارد است .
یک لیتر سرکه در زمستان سنگین‌تر از تابستان است .
قد انسان تا 20، 25 سالگی و گاها 40 سالگی بلند می‌شود و از چهل سالگی به بعد، قد انسان هر دو سال حدود 6 میلی‌متر کوتاه می‌شود .
فقط با از دست دادن یک درصد از آب بدن، احساس تشنگی می‌کنیم !
دهان انسان روزانه یک لیتر بزاق تولید می‌کند .
چیتا یا یوزپلنگ سریع‌ترین حیوان خشکی است. او در عرض فقط 3 ثانیه 100 کیلومتر در ساعت سرعت می‌گیرد. رکوردی که حتی سریع‌ترین خودروهای فراری هم نتوانسته‌اند بشکنند .
کرم‌های ابرشیم در 56 روز، 86 هزار برابر خود غذا می‌خورند .
تنها قسمت بدن که خون ندارد، قرینه چشم است .
شتر در 3 دقیقه 95 لیتر آب می‌خورد

عفّت در سیره پیشوایان

اشاره:
یکی از ارزش‏های والای انسانی و اسلامی‏ای که سرچشمه ارزش‏های دیگر، و موجب آثار درخشان معنوی است، خوی عفّت می‏باشد که می‏توان آن را یکی از پایه‏های اخلاق و صفت کلیدی ای برای عقب زدن رذایل و سوق دهنده به سوی تکامل و درجات عالی و کمالات متعالی دانست.
 
در قرآن و روایات از این خصلت، بسیار تمجید شده و سیره پیشوایان معصوم(ع) نیز سرشار از این خصلت نیکو است. با این اشاره به مطالب زیر می‏پردازیم: معنای عفّت
عفّت در اصل به معنای خویشتن داری، تسلّط بر نفس و نقطه مقابل شهوت پرستی و شکم پرستی است.
 
راغب اصفهانی در لغت نامه «مفردات» می‏گوید: «عفّت حالتی در نفس است که انسان را از غلبه شهوت باز می‏دارد.» در لغت نامه «التحقیق» آمده: فرق بین عفت و تقوا این است که عفّت به معنای حفظ نفس از شهوات انسانی است ولی تقوا یعنی حفظ نفس از انجام گناهان. بنابراین عفّت یک حالت درونی است، ولی تقوا بر اعمال خارجی نظارت دارد.(4)
 
طریحی در «مجمع البحرین» می‏نویسد: «العفافُ کَفُّ النفس عن المحرّمات، و عَنْ سؤال النّاس؛ عفّت، بازداری روح و روان از گناهان و هم چنین نگه داری خویش از دراز کردن دست سؤال به سوی دیگران است.»(1)
 
از روایات نیز همین معنا استفاده می‏شود، لذا این واژه یک معنای عام دارد، ولی بیشتر در مورد خویشتن داری در دو مسئله استعمال شده است: خویشتن داری و قناعت درا مور مالی و کنترل غریزه جنسی، که اوّلی موجب حفظ عزّت و آبرو شده و دوّمی موجب حیا، شرم و غیرت در مقابل پرده دری و انحرافات جنسی می‏گردد. البته از این دو در اصطلاح روایات به عفّت بطن و فرج تعبیر شده است؛ مثلاً پیامبر(ص) فرمود: «در مورد امّتم در مورد شکم پرستی و شهوت پرستی جنسی، بیمناک هستم.»(2)
 
واژه عفّت در قرآن، بیشتر در این دو مورد استعمال شده است؛ مثلاً در یک جا آمده: «وَلْیَسْتَعْفِفِ الَّذینَ لایَجِدُونَ نِکاحَا حَتّی یُغْنِیَهُمُ اللّهُ مِنْ فَضْلِهِ؛ و کسانی که امکانی برای ازدواج نمی‏یابند، باید پاکدامنی پیشه کنند، تا خداوند از فضل خود آنان را بی‏نیاز گرداند.»(5)
 
و در مورد دیگر می‏فرماید:
«... یَحْسَبُهُمُ الجاهِلُ اغنیاءَ مِنَ التَّعَفُّفِ؛ باید انفاق شما، به خصوص برای آن مهاجران فقیری باشد که... از شدّت عفّت و خویشتن داری، افراد ناآگاه، آنها را ثروتمند می‏دانند.»(6)
 
در مورد ارزش انسان عفیف، همین قدر بس که امیرمؤمنان می‏فرماید: «مَا المُجاهِدُ الشّهیدُ فی سَبیل اللهِ باَعْظَمَ اجرا ممَّنْ قَدَرَ فَعَفَّ، لَکادَ العَفیفُ أَنْ یَکونَ مَلَکا مِنَ الملائکة؛ پاداش مجاهدی که در راه خدا به شهادت رسیده، برتر از شخص با عفّتی نیست که توان گناه دارد، ولی گناه نکند، زیرا چنین شخص نزدیک است که فرشته‏ای از فرشتگان خدا باشد.»(7)
 
چند نمونه از عفّت‏ورزی پیشوایان
1ـ در شأن رسول خدا(ص) گفته‏اند: او عفیف‏ترین انسان‏ها بود، در همه ابعاد با خویشتن داری عجیبی به تدبیر امور می‏پرداخت. در جنگ اُحد، دندان‏های جلوی‏اش شکست و صورتش از ناحیه دشمنان شکاف برداشت. برخی از او خواستند تا دشمن را نفرین کند، آن حضرت با کمال خویشتن داری فرمود: «من به عنوان ناسزاگو مبعوث نشده‏ام، بلکه به عنوان دعوت کننده و مایه رحمت برای مردم فرستاده شده‏ام.» سپس به جای نفرین، چنین دعا کرد: «اللهمَّ اهْدِ قومی فانّهُم لایَعْلَمون؛ خدایا! قوم مرا هدایت کن، ،زیرا آنها ناآگاه‏اند».
 
روزی گروهی از مسلمانان مدینه خدمت پیامبر(ص) آمده و عرض کردند: «از درگاه الهی بهشت را برای ما ضمانت کن.» پیامبر(ص) پس از اندکی درنگ فرمود: «من با یک شرط چنین ضمانتی را برای شما می‏کنم»، پرسیدند: آن شرط چیست؟ فرمود: «اَنْ لاتسْئلوا احدا شَیْئا؛ از هیچ کس (جز خدا) چیزی را تقاضا نکنید.»
آن‏ها نیز تعهّد کردند که در زندگی از احدی تقاضا نکنند کنار سفره نشسته و دستش به آب نمی‏رسید، به کسی نمی‏گفت که آب به من بده، بلکه خودش برمی‏خاست و ظرف آب را برمی‏داشت و می‏نوشید. آری پیامبر(ص)، هم خود این گونه می‏زیست و هم به شاگردانش این گونه توصیه می‏کرد.(10)
 
2 ـ در مورد غیرت و عفت ناموسی پیامبر(ص) نیز سخن بسیار است؛ از جمله این که: امّ سلمه ـ یکی از همسران پیامبر(ص) ـ می‏گوید: در حضور پیامبر(ص) بودم، یکی از همسرانش به نام میمونه نیز حاضر بود، در این هنگام ابن ام مکتوم که نابینا بود به آن جا آمد، پیامبر(ص) به ما فرمود: «حجاب خود را در برابر ابن ام مکتوم رعایت کنید.» پرسیدیم: مگر او نابینا نیست، بنابراین حجاب ما چه معنا دارد؟
فرمود: «آیا شما نابینا هستید؟ آیا شما او را نمی‏بینید؟»(12)
 
3 ـ در ماجرای جنگ جمل که در سال 36 هـ.ق رخ داد، وقتی سپاه علی(ع) بر دشمن پیروز شد، عایشه در میان هودج بود، علی(ع) نزد او آمد و فرمود: «... سوگند به خدا، آنان که زن‏های خود را در پشت پرده عفاف نگه داشتند و تو را از خانه خارج نمودند، با تو به انصاف رفتار نکردند.» سپس نگذاشت نامحرمان به پیش آیند، بلکه به محمد بن ابی بکر ـ برادر عایشه ـ دستور داد، تا او را از هودج بیرون بکشد، سپس او را در خانه صفیه دختر حارث پناه داد،(14) آن گاه با حفظ کامل حریم عفاف، او را روانه مدینه کرد.
 
4 ـ یکی دیگر از شاگردان امام باقر(ع) به نام ابوبصیر می‏گوید در کوفه به یکی از بانوان درس قرائت آیات قرآن می‏دادم، روزی در یک موردی با او شوخی‏ای کردم (که بر خلاف حریم عفّت بود)، پس از گذشت مدت‏ها از این حادثه، در مدینه به محضر امام باقر(ع) رسیدم، به من فرمود: «کسی که در جای خلوت گناه کند، خداوند نظر لطفش را از او برگرداند، این چه سخنی بود که به آن زن گفتی؟» از شدّت شرم، سر در گریبان کرده و توبه کردم، امام باقر(ع) فرمود: «مراقب باش که تکرار نکنی» (و با زن نامحرم شوخی ننمایی)(17)
 
5 ـ امام صادق(ع) دوستی داشت که همواره با هم بودند، روزی همین دوست به غلامی تندی کرد و با کمال گستاخی حریم عفت او را شکست و گفت: «ای زنا زاده! کجا بودی؟» هنگامی که امام این سخن خلاف عفت او را شنید، به شدت ناراحت شد، به طوری که دستش را بلند کرد و محکم بر پیشانی خود زد و فرمود: «سُبحان اللّه!» آیا به مادر غلام، نسبت ناروا می‏دهی؟ من تو را آدم پرهیزکاری می‏دانستم، ولی اکنون می‏بینم پرهیزکار نیستی.»
 
 دوست امام عرض کرد: فدایت گردم! مادر این غلام، از اهالی سِنْد (از سرزمین هند) است و بت‏پرست می‏باشد (بنابراین ناسزا به او اشکال ندارد)، امام صادق(ع) فرمود: «آیا نمی‏دانی که هر امّتی، بین خود قانون ازدواجی دارد؟ از من دور شو!»
آن هنگام بین آن دوست و امام صادق(ع) جدایی افتاد و تا آخر عمر امام، این جدایی ادامه یافت.(18)
 
این ماجرا نیز ما را به عفت زبان و کنترل آن از هرزه گویی و گفتار خلاف عفّت دعوت می‏کند و حاکی از آن است که مسئله حفظ عفت جامعه؛ حتی نسبت به بیگانگان بسیار مهم است و باید مرزهای آن را شناخت و در حفظ آن کوشا بود.
 

عفت و عشق

عفت درمفردات راغب به معنای به وجود آمدن حالتی برای نفس انسان است که وی را ازغلبه یافتن شهوت حفظ می کند.1شهید مطهری نیز عفت رابه معنای رام بودن قوه شهوانی تحت حکومت عقل وایمان معرفی می نماید .2

درروایات اسلام نیزتعاریفی ازعفت صورت گرفته که ازجمله مولای متقیان حضرت علی (علیه السلام )می فرمایند: ((الصبرعلی الشهوة عفّة)) 3یعنی عفت مقاومت دربرابرشهوت وغلبه برآن می باشد .


عفت دارای مراتبی است که اولین مرتبه آن ،مقابله باشهوت وغلبه برآن می باشد .


مرتبه دوم ،عفت عملی است ،به این معنی که علاوه برکنترل شهوت هریک ازاعضای بدن باید ازارتکاب به شهوت بازداشته گردند ودرمرتبه سوم علاوه برکنترل اعضای بدن نسبت به گناه حتی فکرگناه نیزبه ذهنش خطورنکند که همان عفت نظری می باشد .4


عفت به عنوان یکی ازمهترین خصوصیت اخلاقی رابطه تنگاتنگی باصفات بارزاخلاقی دیگردارد که ازجمله می توان به رابطه آن باحیا ،غیرت ،کیاست ،بصیرت ، اخلاص وعشق اشاره نمود .


                                                


عفت و حیا


 حیا ازدیدگاه علامه مجلسی تأثرنفس است ازامری که قباحت آن امربراوظاهرشود وباعث انزجاراوازآن عمل گردد.5


امیرالمؤمنین (علیه السلام) دریک تقسیم بندی حیارابه دوقسم تقسیم نموده است.الف:حیای ازخود ب:حیا ازخداوند تبارک وتعالی


حضرت می فرمایند : ((برترین حیا حیای تو ازخداست )) .6


یعنی اگرانسان زمانی که می خواهد مرتکب گناه شود یک لحظه خود را دربرابرخداوند مشاهد نماید ،حیانموده وآن گناه رامرتکب نخواهد شد ودرمورد اول می فرمایند :بهترین حیاحیای ازخودت است یعنی اندیشه کن که توخلیفه خداوند درروی زمین هستی ونباید به این امانتی که خداوند دراختیار توقرارداده خیانت کنی وبابی حجابی مرتکب گناه گردی ،بنابراین حیاباعث عفت وغلبه برشهوت می گردد ودرحقیقت قول امام علی (علیه السلام) که می فرمایند :«سبب العفة الحیا» 7سبب عفت حیاست به اثبات می رسد .


 عفت و غیرت


 غیرت نیز رابطه مستقیمی باعفت دارد به گونه ای که حضرت علی (علیه السلام) می فرمایند :


«ارزش مرد به اندازه همت اوست وپاکدامنی وعفت اوبه میزان غیرت اوست.»8


مردان باغیرت نه تنها خود باعفت هستند بلکه سعی برآن دارند تا خانواده وناموس خود راازچشم مردان نامحرم دورنگه داشته وباهدایت وراهنمایی خود موجب درامان ماندن خود وخانواده خود ازچنگال بی عفتی گردند.


 عفت و کیاست


 کیاست به معنای تیزهوشی ودانایی فرد است 9ویکی ازاخلاق بارزعفیفان وافراد باعفت می باشد .درروایت داریم «پاکدامنی خوی زیرکان است »10


حضرت علی (علیه السلام) شخص زیرک را این گونه معرفی می نماید «زیرک کسی است که افسارشهوتش دراختیاراو باشد وازخواسته های ناروایش جلوگیری کرده ،هنگام خشم خواسته دلش را سرکوب کند.»11


 عفت و بصیرت


 بصیرت نیز به عنوان یکی ازویژگی مهم اخلاقی رابطه تنگاتنگی با عفت دارد تا جایی که افرادی چون ابن سیرین فراست وهوشیاری فوق العاده درتعبیر خواب را درسایه عفت وپاکدامنی به دست می آورند.


رسول اکرم(صلی الله علیه واله)می فرمایند: «دیدگان خود را ازنگاه به نامحرم بپوشانید ناآنچه را دیگران از دیدن آن عاجزند ببینید.»12


 عفت و اخلاص


 برجسته ترین مقامی که قرآن کریم برای یوسف(علیه السلام)اثبات می کند همانا مقام مخلص بودن اوست«انه من عبادنا المخلصین»13وجالب این است که این مقام حضرت یوسف به واسطه عفت ومقاومت دربرابر خواسته عزیز مصر بود که خود قرآن قبل ازبیان اخلاص آن حضرت به آن اشاره می نماید.




 عشق وعفت دو واژه مقدس هستند که وقتی درکنار یکدیگر قرارمی گیرند بر زیبایهای آن افزوده می گردد.عشقی که براساس عفاف وتقوا است واختصاص به زوجین دارد حتی در دوران پیری که شهوت خاموش است آنها را به یکدیگر پیوند می دهد وبرخلاف محیطهای به اصطلاح آزاد که زن ومرد را به حال ابتذال در می آورند وفقط زمینه پیدایش هوسهای آنی وموقتی وهرزه شدن قلبها را فراهم می نمایند روزبه روز براین مودت وعشق زوجین افزوده می گردد .


لذا پیامبر اکرم (صلی الله علیه واله) می فرمایند: «کسی که عاشق شود ودر عشق خویش کتمان کند وعفت بورزد وبا این حال بمیرد ،اوشهید است».14