سرهنگ اسدی

علمی وادبی و هنری

سرهنگ اسدی

علمی وادبی و هنری

رازهای زندگی

رازهای زندگی

نوشته : آرش روشن (عضو هیئت مدیره کانون طب سنتی ایران)

قسمت دوم

باز هم سلام

         تا چند دهه پیش مردم کشور ما رسم داشتند برای پخت غذا مخصوصاً  خورشت و آش،  از قابلمه های مسی استفاده می کردند و یک کفگیر آهنی داشتند به نام حسوم که موقع پخت غذا دائم درون آن قرار می گرفت.

 هیچکس نمی دونست چرا باید این کفگیر درون قابلمه مسی قرار بگیر،  فقط می دونستند برای پخت غذا خیلی خوبه.

داستان از این قراره که بدن (مخصوصا" مغز) برای سلامت و نشاط و کنترل اسید لاکتیک و کورتیزول به 6 میلیارد یون مس نیاز دارد و به همین نسبت یون آهن.

  کمبود یون مس باعث میشه شما دائم احساس رخوت و خواب آلودگی و کسالت کنید و هی دهن دره کنید.

در ضمن هیچ کارتل داروئی نمی تونه از یون یک عنصر برای شما قرص تهیه کنه و اونی که مثلاً به اسم قرص آهن به خورد ما می دهند شامل مولکول آهن هستش که برای بدن هیچ کاربردی نداره.

(تعریف یون و مولکول را می گذاریم برای کلاس های طب سنتی)  ولی تا این جا بدونید که غذا موقع پخت در درون قابلمه مسی از یون آزاد شده این ظرف استفاده م یکند و در بدن شما فوق العاده احساس نشاط و انرژی ایجاد می شود و دیگه از اون دهن درگی و خمیازه و کسالت خبری نیست که باعث طول عمر مفید و سلامتی جسمی هم میشه.

      ولی یک دفعه توی دهه 50 از این نون خشکی ها اومدند و داد می زدند " قابلمه مسی،  کفگیر آهنی، خریداریم" و با یک قیمت مناسب این قابلمه ها را خریدند و به جاش قابلمه آلمینیومی
می دادند که بهش می گفتند روحی (از مامان جون و آقا جون بپرسید حرف من رو تاًیید می کنند)

      هیچکس توی اون دهه نفهمید این همه قابلمه مسی کجا قراره بره؟ ولی بعدا" فهمیدیم اینها همه یک برنامه از طرف اونوره واسه سلامتی ما مسلمونا و ایرانیا.

      بعدش هم که الان ظرف های استیل و تفلون و این قبیل ظرف و ظروف اومده که مدعی هستند غذا توش زود می پزه و به کف ظرف نمیچسبه، ولی مردم ما خبر ندارند که همین یون های مضر در این ظروف عامل سرطان هستند و به راحتی یون سرب و آلمینیوم و ... می تونند در جا یک کودک 6 ماهه را ظرف یک سال به بیماری های کمبود خونی و سرطان و یک فرد بزرگسال را در طی 5  سال به بیماری های کبدی و خونی و طحال دچار کند و بعدش هم سرطان.

      من به همه رفقا پیشنهاد می کنم، حتماً برای پخت غذا (مخصوصا" غذاهای آبکی) از قابلمه مسی و کفگیر آهنی استفاده کنند.حداقل برای یکبار هم شده، تا ظرف سه روز اثر آن را روی بدن خودتون ببینید.

      حالا جالبه توی شمال ایران موقع پخت خورشت (مخصوصاً فسنجون )  یک تیکه آهن یا نعل اسب می اندازند وسط خورشت تا حسابی رنگ بگیره، این کار باعث آزاد شدن یونهای آهن و سلامتی بدن می شود. اگر دقت کنید مردم مازندران و گیلان تقریباً در حد صفر دچار بیماری های خونی و سرطان خون می شوند.

 

 

دستور مهم :  از قابلمه مسی و کفگیر آهنی برای پخت غذا استفاده کنید.

      در آینده میوه ها و غذاهائی که دارای آهن و مس هستند براتون معرفی می کنم که در سیستم غذائی خودتون ازشون استفاده کنید.

روشهایی برای فتح کردن قلب یک مرد

  

روشهایی برای فتح کردن قلب یک مرد

    

این موضوع حقیقت دارد که امروزه بیش از هر زمان دیگر مردان عجله‌ای برای متعهد گشتن به یک رابطه درازمدت از خود نشان نمی‌دهند.
هنگامی که از مردان در مورد علل این مسأله پرسش می‌شود، آنها معمولاً چندین دلیل گوناگون را برای عدم آمادگی‌شان برای ازدواج مطرح می‌سازند. اما در کل 4 عامل عمده وجود دارد که تأثیر بسزایی روی رفتار مردان امروزی برای تن ندادن به تعهد درازمدت ازدواج اعمال می‌کنند:
1 - مردان با فشار اجتماعی کمتری برای متأهل شدن مواجه هستند. بنابراین یک عامل برای تن دادن به ازدواج در مردان عملاً حذف می‌شود.

2 - مردان از پیامدهای احتمالی عدم موفقیت‌آمیز شدن رابطه وحشت دارند. رنج‌های عاطفی حاصل از جدایی می‌تواند برای مردان ویرانگر و طاقت‌فرسا باشد. از طرفی آنها بیشتر نگران ریسک خسارات مالی که احتمال دارد هنگام جدایی و طلاق متحمل آن گردند، نیز هستند.

3 - این در سرشت و طبیعت مردان است که هر چیزی را که موجب تغییر عمده و جدی در زندگی‌شان می‌شود را به تأخیر اندازند. ازدواج تا حدودی آغاز مشکلات یک مرد است. خواه مردان امروزی به این گفته اعتقاد داشته باشند و یا خیر، مردان تمایلی به خروج از منطقه آسایش و فراغ خاطر خویش و گام نهادن به یک زندگی مملو از مسئولیت، سازش و از خودگذشتگی را ندارند.

4 - مردان هنگامی تن به ازدواج می‌دهند که مطمئن شوند بهترین گزینه ممکن را انتخاب کرده‌اند. تعداد معدودی از مردان همواره در این اندیشه‌اند که: نکند سر و کله یک دختر بهتر در زندگی آنها پیدا شود. اما چگونه می‌توان مردان را پای‌بند یک رابطه درازمدت و تعهدآور ساخت؟ 



9 روش برای دستیابی به این منظور و این که قلب یک مرد را فتح کنید به قرار زیر است:

1 - آگاهانه و معقولانه اطمینان یابید که مردی که برگزیده‌اید را دوست داشته و می‌خواهید باقی عمر را با وی سپری کنید.

بنابر این تا زمانی که کاملاً متقاعد نشده‌اید که برای یکدیگر مناسب هستید، اندیشه تعهد و ازدواج نباید به ذهن شما خطور کند. شناخت شما از همسرتان باید به حدی باشد که قادر به تعیین این موارد باشید که وی قادر به متعهد شدن می‌باشد. او برخوردار از بسیاری از ویژگی‌ها و صفاتی است که شما همواره در مرد دلخواه خود جستجو می‌کردید. شخصیت او شما را ملزم به احترام و ستایش می‌گرداند. او قبلاً در آزمون‌ وفاداری، صداقت، راستی و مراعات حال دیگران سربلند بیرون آمده است و آن که باید مطمئن گردید که وی شما را حقیقتاً دوست دارد.

2 - همواره همان فردی باشید که هستید و از ابراز ماهیت واقعی خود بیم نداشته باشید. این شاید مهمترین خصلتی باشد که مردان در زنان جستجو می‌کنند. 99 درصد از مردان در نظر‌سنجی‌های گوناگون این گونه اظهار داشته‌‌اند که زنانی که شخصیت‌شان پس از ازدواج دستخوش تغییر می‌شود در ردیف نخست فهرست علل جدایی‌ها پس از ازدواج آنها قرار می‌گیرند.

پافشاری در رفتاری که در آن زنان به منظور اهمیت بخشیدن به مرد خود، مرتباً با او سازش کرده و از ابراز عقاید و نظرات خود خودداری می‌کنند و یا به لطیفه‌های بی‌مزه او می‌خندند، هیچ‌گاه نتیجه‌بخش نخواهد بود. بنابراین خویشتن حقیقی خود باشید و همواره مراقب باشید شاید مرد شما در حال امتحان کردن شماست.

3 - به او نشان دهید که استقلال دارید. مردان از زنانی که به عقب تکیه می‌دهند و منتظر می‌مانند تا مرد آنها تمام امور زندگی آنها را به دست گیرد، بیزار هستند. نشان دهید با آن که شما از ایده‌های او استقبال می‌کنید، بدون او نیز توانایی به انجام رسانیدن کارها را دارید.

هر گاه برنامه خرید خانه‌ای را در سر دارید آن را به پس از ازدواج خود موکول نسازید. زیرا این عمل موجب می‌شود مرد این گونه برداشت کند که شما شخصیت مستقلی ندارید.

4 - به او نشان دهید که فردی مهربان و دوست‌ داشتنی هستید. شاید شگفت‌‌انگیز به نظر آید: یک مرد به دختری نیاز دارد که او را دوست داشته و خود نیز دوست داشتنی باشد. به همان میزان که استقلال فردی به زنان قدرت می‌بخشد به همان میزان نیز عدم توانایی آنها در سازگاری، مردان را دلسرد می‌کند.

مردان این گونه زنان را بی‌احساس، بی‌عاطفه و ناتوان در عشق‌ورزی تلقی می‌کنند. بنابراین همان طور که زنان نیاز دارند استقلال فردی خود را به مردان نشان دهند باید مشخص کنند که دارای میل وافری برای قسمت کردن عشق خود با مرد زندگی‌شان هستند.

5 - نشان دهید که او را دوست دارید. علاقه‌مندی به خویشتن حقیقی او نه برای آنچه او می‌تواند برای شما فراهم آورد. بسیاری از مردان در پاسخ به این پرسش که چه چیزی پیش از ازدواج برای آنها حائز اهمیت است، پاسخ داده‌اند که: اطمینان یافتن از آن که دختر مورد علاقه آنها را دوست داشته باشد برای آنچه که هستند و نه وسیله‌ای برای دستیابی به هدف.

هیچ مردی دوست ندارد احساس کند که دختر مورد علاقه‌اش به این علت او را برگزیده‌ که: او یک تأمین‌‌کننده معیشت مناسب، یک شهروند نمونه و یا حتی یک پدر خوب بالقوه است. تمام این مسائل برای مردان اهمیت دارد اما یک مرد زمانی که متوجه می‌شود یک دختر به این علت او را برگزیده که او بهترین دوست او بوده است بسیار خرسند می‌شود.

دختری که همواره در کنار همسر خود باقی بماند صرف نظر از موقعیت و اوضاع مرد خود اما چگونه می‌تواند به این امر نائل آید؟ به زندگی او علاقه نشان دهید همچنین به علاقه‌مندی‌ها و ارزش‌هایی که او در زندگی قائل است. درباره شغلش صحبت کنید اما بیشتر به جنبه‌های معنوی و بالندگی شخصیتی آن توجه کنید و نه به درآمد و منافع مالی آن. از خصوصیات نیک شخصیتی و اخلاقی او سخن گویید.

6 - برای آن که او را به دنبال خود بکشانید برایش نقش بازی نکنید. مردان کاملاً از بازی‌هایی که زنان به آنها روی می‌آورند تا توجه مردان را جلب خود سازند آگاهند. حتی ممکن است مردان اغواگردیده و برای پیروزی در بازی‌های شما به هر عملی دست بزنند. اما هیچ‌گاه متعهد به شما نخواهند شد.

البته عده معدودی هم بر این باورند هم صحبت شدن با دیگران برای برانگیختن حس حسادت ممکن است برای مدت کوتاهی کار‌ساز باشد. اما او چگونه می‌تواند به شما اعتماد کند؟ هنگامی که شما را دسیسه‌گر بپندارد؟ حتی اگر شیفته شما باشد. هنگامی که کوچکترین شبهه‌ای در اعتماد و صداقت شما داشته باشد از متعهد شدن هراس خواهد داشت.

7 - نشان دهید که قصد تغییر دادن او را در سر ندارید. هر گاه یک مرد احساس کند که تعهد به یک دختر و ازدواج با او سبب به وجود آمدن تغییرات عمده و اساسی در سبک زندگی او می‌شود، سرسختانه‌ برای متعهد شدن از خود مقاومت نشان خواهد داد. حتی اگر عاشق آن دختر باشد.

نشان دهید که قادر به سازش با او هستید. نشان دهید از آن که او بدون حضور شما برای تماشای فوتبال یک شب را با دوستان خود بگذارند، اعتراضی ندارید، کاری نکنید که احساس کند اکنون باید از وقت خود کمال استفاده را ببرد. زیرا زندگی او پس از ازدواج تغییر خواهد کرد.

8 - به ظاهر خود اهمیت دهید. این بدین مفهوم نیست که شما مانند یک مدل قدم برداشته و یا لباس بپوشید. اما تا حدودی به ظاهر خود برسید. لباسی به تن کنید که بیانگر بهترین صفات شما و برازنده شما باشد. با اعتماد به نفس حرکت کرده و رفتار کنید.

9 - طوری وانمود نکنید که برای ازدواج شتابزده‌اید، ممکن است شما تصور کنید او تاکنون وقت زیادی را برای تصمیم‌گیری در مورد شما سپری کرده است. اما آرامش خود را حفظ کنید! این ممکن است خبر نویدبخشی باشد. ممکن است او می‌خواهد مطمئن شود که یک تصمیم معقول و صحیح اتخاذ کرده است.

خود را شتابزده و ناشکیبا نشان ندهید. با خیال آسوده به زندگی روزمره و عادی خود ادامه دهید. هیچ‌گاه به یک مرد پیشنهاد ندهید که به ملاقات والدین شما بیاید و یا بالعکس. مگر آن که خود خواهان باشد. بهتر است اجازه دهید این تصمیم را خود اتخاذ کنند.

به خاطر داشته باشید هدف شما فراهم آوردن اطلاعات مورد نیاز برای اتخاذ تصمیم است. ضمن این که فضا و فرصت کافی و مورد نیاز را نیز در اختیار او قرار ده

قوانین طلایی ارتباط همسران

فنون برقراری ارتباط صحیح (ارتباطات کلامی)

بسیاری از بگو مگوها و مشاجرات خانوادگی ناشی از درست صحبت نکردن و عدم توانایی در رساندن مفهوم و منظور افراد است.
در این بحث دوستانه به بررسی 5 قانون ارتباطی اشاره خواهم کرد :

برای کاستن از این مشاجرات متخصصین آموزش‌های مهارت‌های ارتباطی، تدابیری برای برقراری ارتباط مناسب تدوین کرده‌اند که به خلاصه‌ای از آنها اشاره می‌کنم:

قانون ارتباطی 1:
به جای «تو و شما» جملات خود را با من شروع کنید.
قانون ارتباطی 2:
تا جایی که امکان دارد از کلمات "همیشه و هرگز" استفاده نکنید. مثل اینکه می‌گویید: "هیچ‌وقت دست به سیاه و سفید نمی‌زنی" واژه‌های "هرگز و همیشه" بیش از اندازه قدرتمند هستند و بی‌آنکه لازم باشد طرف مقابل را خشمگین می‌سازند، از این گذشته بسیار ضعیف هستند، زیرا به راحتی می‌توان در مقام تکذیب آن حرف زد، البته مردم وقتی از این کلمات استفاده می‌کنند، می‌خواهند بگویند از این موضوع به شدت ناراحت هستند و بیشتر قصد تاکید دارند و می‌خواهند مطمئن شوند که طرف مقابلشان متوجه موضوع شده است. ولی نمی‌دانند کسی که فقط دو سه بار اشتباهی را مرتکب شده است چقدر از این موضوع ناراحت می‌شود.
قانون ارتباطی 3:
رشته‌ کلام همسرتان را پاره نکنید. در هنگام صحبت کردن بگذارید همسرتان حرفش را کاملا بزند. زمانی‌که صحبتش را قطع می‌کنید وی را عصبانی می‌کنید و به او این احساس را می‌دهید که کسی به حرف شما گوش نمی‌کند و برای آن ارزشی قائل نیست. از آنجائیکه اجازه نداده‌اید جمله‌اش تمام شود، ممکن است نتیجه‌گیری شتاب زده و غیر واقعی بکنید.

ممکن است هر چقدر تلاش کنید نتوانید این رفتار خود را کنترل نمائید در این شرایط بهتر است بگویید "نوبت صحبت به من هم بده زیرا به نظر می‌رسد حرف‌های غیر منصفانه می‌زنی ولی خوب ادامه بده" و یا اینکه بگویید :"می‌دانم نباید صحبت را قطع کنم ولی می‌خواهم بدانی غیر منصفانه قضاوت می‌کنی" در این شرایط گوینده به اندازه ی کافی اعتراض خود را بیان می‌کند و احساس خود را نیز مطرح می‌سازد و در موقعیتی قرار می‌گیرد که بتواند پایان سخن همسرش را بشنود. در عین حال اعتراض به اندازه ی کافی کوتاه است و طرف مقابل را عصبانی نمی‌کند و می‌تواند به حرف زدن ادامه دهد.

قانون ارتباطی 4:
حرف همسرتان را به زبان خود خلاصه کنید "دانیل بی‌وایل"، یکی از متخصصین مهارت‌های ارتباطی می‌گوید وقتی همسرتان سعی دارد احساسش را با شما در میان بگذارد سعی کنید سخن او را با عبارات خود خلاصه کنید تا بدانید منظور او را فهمیده‌اید و بعد از او سوال کنید آیا درست می‌گویم. در این شرایط هر دو به حرف‌های یکدیگر گوش فرا می‌دهند.

قانون خلاصه کردن مبتنی بر یک فراست مهم است و تلاشی است تا طرفین ازدواج وقتی حرف‌های یکدیگر را خلاصه نمی‌کنند آن را بفهمند. سعی کنیم از این قانون سود ببریم و بپذیریم که گوش دادن به حرف‌های همسر از اهمیت ویژه‌ای برخوردار است.

قانون ارتباطی 5:
از ذهن خوانی پرهیز کنید. ذهن خوانی یکی از خطاهای ارتباطی است، یعنی شما برداشت‌های خود را به دیگران نسبت می‌دهید، تصور می‌کنید مردم چگونه فکر می‌کنند، چه احساسی دارند و چه می‌خواهند بکنند. ذهن خوانی می‌تواند کاملا تحریک کننده و خشم برانگیز باشد عباراتی از قبیل:

"تو می‌خواستی مرا مجازات کنی"
"تو دوستان مرا نمی‌پسندی"
"تو از مسئولیت فرار می‌کنی"
می‌خواستی کاری بکنی که من احساس گناه بکنم"

عباراتی از این قبیل می‌تواند مانع گفتگوی منطقی شود. اشخاص دوست ندارند که دیگران درباره احساسات و علائق آنها به حدس و گمان متوسل شوند، به خصوص حدس اشتباه آنها را به شدت ناراحت می‌کند و این اتفاقی است که اغلب روی می‌دهد. ذهن خوانی ممکن است یک بیان ناقص باشد که از آن برای پی بردن به همه ی مطالب استفاده کنید. توجه داشته باشید که گاه "ذهن خوانی" مبین ترس شماست که به شکل اظهار نظر درباره ی احساسات و انگیزه‌های دیگران متجلی می‌شود.