برای بسیاری از زنان جوان در ایران عدم آشنایی با رابطهی جنسی، اندام تناسلی خود و حتى ارضای جنسی و در مواقعى راههای مختلف جلوگیری از حاملگی باعث دشواریهای زیادی در زندگی زناشویى میگردد. رابطهای که میتواند زندگی دو انسان را زیباتر، گرمتر و پیوند مشترک را نزدیکتر گرداند، در موارد زیادى تنها به ارضاییکجانبهی مرد و دلسردی و افسردگی روزافزون زن منجر میشود. خانم مژگان کاهن روانشناس ساکن بلژیک، در رسالهی تحقیقی خود در دانشگاه بروکسل به مسئلهی تلقی انسانها از مسایل جنسی و رابطه جنسى قبل از ازدواج، در ایران در کشور بلژیک و همینطور ایرانیان مهاجر مقیم این کشور پرداخته و با کار مقایسهای سعی در نشان دادن تاثیر فرهنگ در نوع تلقی انسانها از این رابطه نموده است.
برای نمونه وى از دیدگاه مردان و زنان ایران در اینباره مىگوید وقتی قضیه بکارت را مطرح میکنی، اکثریت قریب به اتفاق ایرانیها به حفظ بکارت دختر اشاره میکنند. تقریبا درصدشان. اما، وقتی میپرسی نظرتان در مورد روابط جنسی قبل از ازدواج چیه، متوجه میشویم که عامل جنسیت در پاسخی که به این سوال میدهند خیلی تعیین کننده است و تفاوتهایی بین پاسخهای زنها با مردها مشاهده میکنیم که از لحاظ آماری معنیدار است. به این شکل که اکثریت زنهای ایرانی چیزی که مطرح میکنند اینست که با روابط جنسی قبل از ازدواج مخالفاند. در حالیکه مردهای ایرانی با اکثریت قریب به اتفاق، طرفدار حفظ بکارتاند، ولی با روابط جنسی قبل از ازدواج چندان مخالفتی ندارند .
گفتگو درباره رابطه جنسى تابو محسوب مىشود و سوالات و مسائلى در اینباره که بویژه دختران و پسران جوان را بخود مشغول مىکنند، در بسیارى از مواقع بىجواب مىمانند و یا در گفتگو با همشاگردىها و همسالان اغلب به شکل ناصحیح و ناشیانه، پاسخ داده مىشوند.
در سالهای اخیر تلاش شده که قبل از ازدواج برای زوجهای جوان علاقمند، در کلاسهای آموزشی درباره رابطه جنسى و راههاى جلوگیرى از حاملگى توضیحاتى داده شود. اما، آیا این کلاسهای یک تا چندساعته و بسیار کوتاه میتوانند کمک کافى براى آنان باشند و چه کسى جوابگوى سوالات باقیمانده خواهد بود؟ چرا آموزش عمومی جوانان و بویژه زنان جوان در اینباره در مدارس و مراکز علمی انجام نمیگیرد؟
یکی از شرکت کنندگان در کلاسهای آموزشى مسائل جنسی قبل از ازدواج میگوید: «خیلی خوب بوده. مثلا بخاطر احساس شرم و حیایی که وجود دارد، ما فکر میکنیم خیلی چیزها گناه هست یا مثلا زشت است، حیا است ولی اینجا به ما گفتند که اینطوری نیست. میتوانیم بهتر و راحتتر برخورد کنیم زن جوان دیگرى که در این کلاسها شرکت کرده معتقد است: «دوست داشتم کاملتر و قشنگتر توضیح میدادند. خیلی خوب بود، ولی مثلا بیشتر وارد جزییات روابط زناشویی و ازدواج و اینها مىشدند. بازهم فکر میکنم یکسری شرم و حیا هنوزبود. خوب، آدم یک کم احساس حقارت میکند که یک دختر جوان دربارهی اینجور مسایل چیزی بداند یا چرا در این باره اصلا مطالعه نکرده. از این نظر برایم یکجوری جای تعجب داشت که چرا تا بحال به این فکر نیفتادهام که در اینجور مسایل مطالعاتی داشته باشم. همان اندام تناسلی، خوب، این چیزی ست که مربوط به خود خانمهاست، ولی من چیز زیادی از آن نمیدانستم. در صورتی که خیلی مهم هست. مثلا آن قسمتی که بیان کرد که به کامل شدن غرایز جنسی طرفین توجه بشود. خب، این مسلما خیلی کمک میکند. مثلا گفتهاند به آقایان زودتر این حالت دست میدهد! خوب، وقتی که آقایان ندانند که خانمها هم یک چنین حالتی دارند، مطمئنا خانم سرخورده میشود، اگر آن حالت اش تکمیل نشود یا ممکن است اصلا برایش مشکلی ایجاد کند آقای امینی از مربیان کلاس آموزشی مسایل جنسی دربارهی محتوای آموزشی و بویژه اولین رابطهی جنسی بین زن و مرد جوان میگوید: «ما در همان ابتدا توضیح میدهیم که شما اولین سکس تان باید در شرایطی کاملا عاطفی، محبت آمیز باشد و از لحاظ روحی آمادگی دو طرف وجود داشته باشد. بنابراین، این را تعمیم میدهیم به کل کلاس و در تمام مراحل، حتی در رابطه با استفاده از وسایل تنظیم خانواده، توصیه میکنیم که حتما وسیلهای انتخاب بشود که همسرشان هم موافق باشد
از این به بعد قصد دارم در مورد آموزش مسائل جنسی و روابط زناشویی در این زمینه بپردازم چراکه بیش از ٧٠ % مشکلات همسران عزیز از کم آگاهی در این زمینه شکل می گیرد.....
باز هم تکرار می کنم این مطالب فقط جنبه آموزشی برای زوجهای جوان برای لذت بردن بیشتر از زندگی را دارد....
نکته یک.
یکی از مواردی که خانمها باید رعایت کنند این است که بدانند چه چیزهایی همسرشان را تحریک میکند. آنها را شناسایی و در زمان لازم از آن استفاده کنند.مثلاً اگر مردی همسرش را در حالی جذاب میبیند که یک سنجاق سینه به لباسش آویزان باشد دیگر لازم نیست زن هی فرت و فورت از سنجاق سینه استفاده کند و اثر آن را از بین ببرد.این از زمان استفاده….
اما خانمها حتماً سعی کنید عوامل تحریک همسرتان را بشناسید.نسبت به رنگها حساس باشید.مثلاً بدانید که لباس خواب شما چه طرحی و چه رنگی باید باشد تا همسرتان را تحریک کند.حتماً ازش بخواهید که برایتان تشریح کند که جه طرح و رنگی دوست دارد.حتی اجازه بدهید که او برایتان خرید لباس را انجام دهد.یا مثلاً بدانید که جوراب شما در شوهرتان چه تاثیری دارد…پاهای شما در تحریک همسر واقعاً موثرند.شاید حتی وی پاهای برهنه دوست داشته باشد.تمام این موارد ریز را شناسایی کنید و از آن استفاده کنید.اینها چیزهای کوچکی هستند که تاثیرات بزرگی دارند.گردنبند، رنگ تل سر، گوشواره ، دستمال گردن و تمام زیور آلات شما میتوانند عامل کشش همسرتان بشوند.مرد شما هیچوقت اینها را برایتان شرح نخواهد داد بلکه شما باید تمامی آن را شناسایی کنید و از آن برای تحریک همسرتان استفاده کنید..
نکته دوم…
یکی دیگر از موارد کوچک ولی مهم در هنگام آمیزش جنسی میباشد.زنها و مردانی که نمی خواهند صاحب فرزند شوند و سعی میکنند از شیوه جلوگیری طبیعی استفاده کنند یعنی قبل از زمان انزال مرد دست از رابطه بکشند تا جرثومه های اسپرم به جهاز تناسلی زن نرسد، همواره یک نوع ترس را در خود مبحوس میکنند.آنها رابطه جنسی را با یک وحشت پنهان آغاز میکنند و شدیداً باعث تشنج میگردند.عموماً زنها بدلیل دیرتر به اورگاسم رسیدن قبل از تحصیل لذت، مرد خود را از دست میدهند!!!چون مرد در طول رابطه مدام در فکر زمان و کنترل انزال خویش بوده و نمی تواند حواسش را کاملاً معطوف به زن کند و اکثراً قبل از ارضای کامل زن از وی کناره گرفته و سبب نارضایتی زن میشوند.زنها معمولاً چیزی نمی گویند ولی این امر به روان آنها صدمه میزند و تلافی آن را جای دیگر سر مرد در می آورند.زیرا زنی که از نظر جنسی از مرد خود راضی نباشد هرگز وی را نخواهد بخشید!!!من توصیه میکنم حتماً از وسایل ضد حاملگی استفاده کنید تا بتوانید این اضطراب را از بین ببرید…
نکته سوم…
مورد دیگر اینکه زنها و مردها همیشه نگران آن هستند این است که فکر میکنند بدلیل افزایش سن و کهولت جذابیت خود را از دست داده اند ، و دلیل کم شدن توجه همسرشان و دلسردی وی این مورد میباشد!!..واقعیت این است که علت آن بی اعتنایی به عوامل در جاذبه جنسی میباشد…. زن و شوهری که از امور جنسی به عنوان یک عادت استفاده میکنند نباید انتظار آینده ای پر هیجان داشته باشند.. تعویض زمانهای آمیزش ، تغییر حالتهای آمیزش ، تغییر مکانهای آمیزش و عوامل دیگر چیزهایی هستند که من نمی دانم چرا توسط زوجین فراموش میشوند.در اختیار داشتن یک عامل همواره باعث فراموشی این مورد میگردد که ما باید آن مورد را حفظ هم بکنیم!!…توجه نمیشود که هر قدر سن بالاتر رود فهم نیز بیشتر میشود و در نتیجه انتظار بیشتری طلب میشود..باید به تنوع در امور جنسی توجه کرد زیرا که زن و مرد جا افتاده دیگر یک کودک ناشی نیست که به یک رابطه ساده ارضا روحی شود..توجه نمیشود که یک زن سی ساله یا یک مرد سی و پنج ساله انسانهایی هستند که از رابطه جنسی یک لذت کامل می خواهند نه مثل نوجوانان یک هیجان ساده!!!!…بدانید در صورت افزایش عمر شما وظیفه شما در قبال همسرتان بیشتر شده و او خواستار لذت بیشتریست چون او عاقل و کاملاً بالغ شده و نیازهای خود را بهتر میشناسد.پس همواره سعی کنید که در امور جنسی توان خود را حفظ کنید…زیرا که زن و شوهری که از نظر جنسی دیگر قادر به خاموش کردن عطش روحی هم نباشند قطعاً زندگی جذابی نخواهند داشت….
عدم رضایت جنسی و جدایی
یکی از روانپزشکان مشهور معتقدند در ایران 40% طلاق ها به علت عدم رضایت جنسی صورت می گبرد. این پدیده هر چند ممکن است در نظر اول عجیب و یا باورنکردنی به نظر برسد و شاید به نظر پاره ای متشرعین ، بیش از حدمتآثر از مکتب فرویدباشد یا به نوعی ساده کردن مسئلهء طلاق به نظر برسد، ولی از دیدگاه بسیاری از صاحب نظران، امری مقرون به واقعیت و حتی حقیقتی انکار ناپذیر است.
عدم رضایت جنسی خصوصاَ در جامعهء ما از شیوع بسیار بالائی برخورداراست. اکثر زنان و مردان متآهل از روابط جنسی خود لذت کامل و کافی را درک نمی کنند. این مسئله حداقل در مورد زنان به شدت صادق است.
پژوهشی که چند سال پیش در یکی از شهرهای غربی ایران به انجام رسید نشان داد که بیش از 90% زنان متآهل شهری هیچگاه در عمر خود ارگاسم (اوج لذت جنسی) را تجربه نکرده اند.
اغلب افراد متآهل (اعم از زنان یا مردان) گمان می کنند که رابطهء جنسی سرویسی است که توسط زنان به شوهرانشان داده می شود و در اصل به منظور تآمین آسایش مردان صورت می گیرد و البته ممکن است تا حدودی زنان را نیز هیجان زده کند. در این تفکر غالب رضایتمند بودن زنان ملاک عمل نیست و آنها چه تمایل داسته باشند و چه نداشته باشند، شرعاً موظف به تمکین جنسی در برابر شوهری که نفقه می پردازد می باشند. (البته این برداشتی غیر واقعی از شرع می باشد)
البته در مورد مردان هم وضع چندان رضایت بخش نیست زیرا اکثراً مبتلا به پاره ای مشکلات روانی – جنسی نظیر خروج زودرس منی یا تحریک ناقص آلت تناسلی می باشند و یا غالباً از تکنیکهای صحیح آمیزشی استفاده نمی کنند لذا حاصل فعالیت جنسی شان در بسیاری مواقع یک ارگاسم کامل و با مدت زمان کافی نمی باشد.
رابطهء جنسی مطلوب آنست که در یک زمان منجر به رضایت کامل و کسب لذت ماکزیمم در هر دو طرف شود و ارگاسم زن و شوهر همزمان شود.موفقیت در این امر سمبل موفقیت در زندگی زناشویی است و نادیده گرفتن احساسات و نیازهای یکدیگر در این مورد سمبل بی توجهی به یکدیگر در زندگی است البته بیشتر این برداشتها در سطح ناخوداگاه رخ می دهد ولی تآثیر عمیق آن بر رابطهء دو طرف باقی می ماند و در دراز مدت به عاملی پنهان برای شعله ور تر شدن اختلافات زناشوئی مبدل می شود .
ارگاسم یا اوج لذت جنسی یکی از موهبتهای بزرگ الهی است که موجب رفع بسیاری از تنشهای درونی و کسب آرامش روانی می شود. این پدیده یک تخدیر یا نشئة سازی طبیعی است که در زندگی پر تنش امروز همچون آبی برآتش التهابات درونی انسان عمل کرده و در صورتی که بطور کامل و به مدت کافی و به دفعات مناسب حاصل شود به سلامت روان کمک شایانی می کند.
زن نیز همچون مرد به این عامل آرامبخش نیاز دارد. اما مراحلی که او برای رسیدن به این حالت باید پشت سر بگذارد با مرد متفاوت است . او باید اولاً از انگیزه و میل کافی برای فعالیت جنسی برخوردار باشد که مسایلی چون اضطراب یا اختلاف با همسر یا نامطلوب بودن ظاهر همسر(مثلاً بوی بد پا یا دهان او) یا سابقهء برخی رفتارهای جنسی مرد که از نگاه زن ناخوشایند بوده است این میل و انگیزه را کم می کند. گذشته از این او برای رسیدن به امادگی لازم برای ارگاسم به زمان بیشتر و تحریکات ملایم و متوالی نیاز دارد و مرد با صرف حوصله باید آمادگی لازم را در وی به وجود بیاورد و به سلایق وی احترام بگذارد و اساساً نحوه و زمان فعالیت جنسی باید مورد توافق دو طرف باشد. البته زن نیز باید نیازهای شوهر را در نظر بگیرد و با او برای دستیابی به یک ارگاسم موفق و همزمان همکاری کند.
از آنجا که نیاز جنسی از قویترین نیازهای درونی بوده و رابطهء تنگاتنگی با ناخودآگاه انسان دارد عدم رعایت نکات فوق الذکر به اختلالات پیدار و عمیقی در روابط زوجین منتهی می شود که می توان به تنفر از همسر ، دلخوری ، حسادت و رقابت برای سرکوب یکدیگر، مقصر دانستن همسردر بسیاری از مشکلات زندگی، حس انتقام گیری ناخودآگاه ، احساس تحقیر شدن توسط همسر، احساس عدم اعتماد به نفس، احساس شیئ بودن و ملعبه واقع شدن و احساس مورد بی اعتنایی واقع شدن اشاره نمود.
این مسایل توسط سایر تنشها و اختلافات، تقویت شده یا در قالب آنها تجلی و بروز می یابد و شکاف بین همسران را رفته رفته عمیق تر می سازد.